على بن حسين واعظ كاشفى

384

رشحات عين الحيات ( فارسي )

و احوال « 1 » با وى مصاحبت داشته‌اند ، مىفرمودند « 2 » كه در اوايل مسافرت ، يك زمستان با مولانا مسافر در شاه‌رخيه هم‌حجره بوديم ، وقتى مولانا مسافر بولايت شاش آمده بود ، فرمود « 3 » كه در آن فرصت كه در فركت بوديم خواجه عماد الملك نزد ما آمدند و التماس كردند كه ايشان را طريقه گوئيم ، ما گفتيم اول شما وجود معنوى پيدا كنيد بعد از آن ما طريقه گوييم و سه روز « 4 » شما را مهلت داديم ، خدمت خواجه عماد الملك بعد از سه روز هيچ نگفتند ما نيز هيچ نگفتيم حضرت ايشان فرمودند كه من « 5 » مولانا مسافر را گفتم عجب بوده است كه خدمت خواجه « 6 » عماد الملك نگفته‌اند « 7 » كه ما را وجود معنوى حاصل است ، مولانا مسافر « 8 » گفتند وجود معنوى چيست ؟ من دانستم كه « 9 » وجود معنوى كه مولانا مسافر مىگويند وجود معنوى مصطلح نيست ، گفتم وجود معنوى « 10 » آنست كه طالب وجود معنوى است ، مولانا مسافر تعجب كرد و گفت مىبيند كه به‌واسطه صحبت ما لطافت و تنبه « 11 » امثال اين سخنان شما را چگونه حاصل شده است ، حضرت ايشان فرمودند « 12 » مولانا مسافر نمىدانست كه ما آن را پيش از مصاحبت و ملاقات وى مىدانستيم « 13 » ، انتها كلامه قدس سره « 14 » . پوشيده نماند كه وجود معنوى باصطلاح صوفيه قدس اللّه « 15 » تعالى ارواحهم عبارت از ولادت « 16 » ثانيه است كه بيرون آمدن سالك است از مشيمهء طبيعت و احكام وى چنانچه حضرت عيسى عليه السلام فرمود « 17 » كه لن يلج ملكوت السموات من لم يولد

--> ( 1 ) - بر : در مبادى احوال و اسفار باوى ( 2 ) - مى : مىفرموده‌اند كه ( 3 ) - مى : فرمودند كه ( 4 ) - مى : و سه شبانروز شما را ( 5 ) - مى : فرمودند مولانا مسافر ( 6 ) - چپ : خدمت عماد الملك ( 7 ) - مى : گفته‌اند ( 8 ) - مى : مولانا گفتند ( 9 ) - بر : ( كه ) ندارد ( 10 ) - مى : ( معنوى ) افتاده ( 11 ) - مى : چپ ، و تنبيه امثال ( 12 ) - مج : فرموده‌اند كه ( 13 ) - مى ، چپ : مىدانستم ( 14 ) - مى : قدس الله سره ( 15 ) - مج : قدس سره . چپ : قدس الله ارواحهم ( 16 ) - مى : ولايت ( 17 ) - مج : فرمود كه وجود معنى لن يلج الجمل ملكوت السمو ، مى : فرموده كه لن يلج الخ .